الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
51
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
چه اينكه اگر او را پيامبر ندانيم مسلما تالى تلو پيامبر بوده ، زيرا دو كتاب از كتب عهد قديم يكى بنام « مواعظ سليمان - يا - حكمتهاى سليمان » و ديگرى بنام « سرود سليمان » از گفتههاى اين مرد بزرگ الهى است . به راستى يهوديان و مسيحيان كه به تورات كنونى معتقدند چه جوابى براى اين سؤالات دارند ؟ و اين رسواييها را چگونه مىپذيرند ؟ ! 4 - شكرگزاران واقعى اندكند قبل از هر چيز در اين زمينه توجه به ريشه اصلى لغت « شكر » لازم است : « راغب » در « مفردات » مىگويد : « شكر » همان تصور نعمت و اظهار آن است ، بعضى گفتهاند در اصل « كشر » به معنى « كشف » ( بر وزن آن ) بوده است سپس مقلوب گشته و « شكر » شده است ، و نقطه مقابل آن « كفر » است كه فراموشى نعمت و پوشاندن آن مىباشد . سپس به تقسيم « شكر » به شعب سه گانه : « شكر قلب » يعنى انديشه در باره نعمت ، و « شكر زبان » يعنى ثنا گفتن بر منعم ، و « شكر ساير اعضا » يعنى قدردانى و پاسخگويى در برابر نعمت ، پرداخته است . تعبير قرآن در آيات فوق به جمله « * ( اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً ) * » نشان مىدهد كه شكر بيشتر از مقوله « عمل » است ، و بايد آن را در لابلاى اعمال انسان ارائه داد ، و شايد به همين دليل قرآن تعداد شكرگزاران واقعى را اندك شمرده است ، و علاوه بر آيات فوق ، در آيه 23 سوره ملك بعد از آنكه نعمتهاى بزرگى همچون آفرينش گوش و چشم و دل را بر مىشمرد اضافه مىكند : قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ ( كمتر شكر او را بجا مىآوريد ) و در آيه 73 نمل نيز آمده و لكن أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ ( بيشتر آنها شكرگزارى نمىكنند ) اين از يك سو . از سوى ديگر با توجه به اين نكته كه نعمتهاى خداوند كه سر تا پاى وجود